تبليغاتX
اسلاح اصلاحات
 

بهم شک نکنیداا...برا تنوع خوبه

سلام بعد از کلی دوری، یه دفه به نظرم رسید که این نظر خواهیو شرو کنم

شما تعریفتون از عشق چیه؟

منتظرم


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ساعت 12:46 موضوع | لينک ثابت


سخن دل!


یا رب نصیب هیچ غریب دگر مکن        دردی که گیسوان حسن را سپیدکرد                                                 می خواستم مردانه ز مادرم  دفا کنم           نا گه ضرب دستی زمادر جدایم  کرد                                               تا که افتاد مادرم  بر زمین       گفتـــــــــــ به پدر چیزی نگویی آفــرین


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 10:5 موضوع | لينک ثابت


سبعین یا تسعین!

http://www.kashan-behzisti.ir/wp-content/uploads/2011/04/original.jpg

حجت الاسلام ادیب یزدی

این واعظ مشهور تهران درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود:" یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت 10:47 موضوع | لينک ثابت


سال 91

سلام سال نو مبارک

بعد کلی دوری سلام

105 مائده هر کس اینو دید بخونه...جوون من


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه هفتم فروردین 1391 ساعت 20:4 موضوع | لينک ثابت


دکتر علی شریعتی

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

نقد!:

لذت + تنهایی / چه زشت است زیباییها را.../تنها + خوشبخت بودن / در بهشت + تنهایی

یه جورایی زیادی پارادوکسه نه؟ یا اینکه نه هست و نه نیست.تناقض نمایی بدوونه هدف یا اینکه کمی بعید از مفهوم..شما چی می گید؟ این حرفا این روزا زیادی خریدار داره ولی آیا فهم و ادراکش هم بوجود میاد برای مخاطب ؟!  

نظرتونو بنویسید


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 16:29 موضوع | لينک ثابت


khabemikhak.blogfa.com

خواب میخک اینو نوشته ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ساعت 21:18 موضوع | لينک ثابت


وداع با رمضان

هر قدر هنر داشته باشم                                        اول قـــــدم آنست جـــگر داشته باشم

جز گریه ی طفلانه زمن هیچ نیاید                                دیوانه محال است خطر داشته باشد

چون شمع سحرگه مرا کشته ی خود کن               حیف است که گریان تو سر داشته باشد

مرا سر این گریه به دوزخ نفرووشند                        هیــــــهات شـــرر هیزم تر داشته باشد

جز گریه رهی نیست به سر منزل معشوق             این خانه محال است دو در داشته باشد

گفتی که بیایید ولی خلق نشستند                        درد است ک شه بنده ی کر داشته باشد

 


 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه سوم شهریور 1390 ساعت 2:11 موضوع | لينک ثابت


بعد از کلی دوری و دلتنگی! سلام

دعا کنید از پس امتحانا خوب بر بیایم...

ما در خدمتیم


 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ساعت 20:18 موضوع | لينک ثابت


شعرو اشک...

دلم خیلی گرفته بود..نمیدونستم از چی بنویسم از کجا..یاد بچگیام افتادم که کلاس خوشنویسی میر فتم..استاد شجاعی این شعرو خیلی دوست داشت..مدام خودش می نوشتش..منم الزام می کرد این شعرو مدام می نوشتم...

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ...

با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد

 گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ...

تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد

 گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ...

عکس يک خنجر ز پشت سر پي مولا کشيد

گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ...

راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد

گفتمش تصويري از ليلي ومجنون را بکش ...

عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد

 گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ...

در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد

گفتمش از غربت ومظلومي و محنت بکش ...

فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد

گفتمش سختي و درد وآه گشته حاصلم ...

گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد

گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ...

عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد

گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين..

گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه هشتم اسفند 1389 ساعت 15:50 موضوع | لينک ثابت


صداي آمريكا، 95 سايت‌ وابسته به اين سايت نيز توسط ارتش سايبري ايران هك شد

ان کید الشیطان کان ضعیفا


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 16:12 موضوع | لينک ثابت


زیارت حضرت محمد صل الله علیه و آله

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه یکم اسفند 1389 ساعت 11:22 موضوع | لينک ثابت


جنبش منفور سبز باز بوی گندش بلند شد..این همان مفهوم اسلاح اصلاحات است..ولی بسیار ناشیانه..

بسم الله الرحمن الرحیم...

این هم از عنایت خداوند متعال است که دشمنان اسلام و ملت غیور ایران از انسانهای احمق و نادان هستند...متوجه شدم که وبلاگ اسلاح اصلاحات چند ساعت پیش بدست تفاله های گندیده مردار های شیطانی هک شده..و با پست ۲۵ بهمن ...بروزو شده...تمامی کسانی که با قدوم نورانی خود اسلاح اصلاحات را یاری می نمودند قدمشان روی چشم و از ایشان در خواست داریم که نام همین وب را با آدرسش لینک کنید..به امید روزی که اساس این جنبش شیطانی برچیده شود..

ان کید الشیطان کان ضعیفا


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه یکم اسفند 1389 ساعت 11:12 موضوع | لينک ثابت


اینم همون آزادی طلبیه..منتها با ریختن خون هر جوون ایرانی..

مهم اینه که ما باید به قدرت برسیم..اینکه خون جوونا ریخته شه مهم نیست..به هر حال پیش میاد دیگه!باید خون ریخته شه پای این فتنه عظیم.پای این قدرت طلبی....حالا ۱۰۰ تا آدم بمیرن مهمه؟               

  آخه چیزه! میدونی چیز آدم چیز میشه وقتی چیز نمیشه..بدل نگیر داریم هم فکری میکنیم..مهم دله..ظاهرو بیخیال.

شهيد صانع ژاله

اینم ننگ رو ننگ...آقای .. باید چقدر جوونو بکشی که به همون آزادی برسی..تا حالا خونواده داغدیده دیدی؟ تا حالا اشک یتیم ونظاره کردی..این آقا هم میخواست زندگی کنه..اینم خونواده داشتا...

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ساعت 22:45 موضوع | لينک ثابت


40 حدیث زیبا از امام حسن عسگری علیه السلام..شیعه هستی بخوان!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 ساعت 12:11 موضوع | لينک ثابت


و آت ذا القربی ..

و همانا کسانی که رسول خدا صل الله علیه و آله را اذیت و آزار دهند جزایشان عذابی دردناک است...61 توبه

فاطمه پاره تن من است هرکس اورا اذیت و آزار دهد با من چنین کرده.. من آذاها فقد آذانى  (كنزالعمال، ج 12، ص 108 ش 34222- جامع الصغير سيوطى، ج 2، ص 208 ش 58333- صحيح بخارى، ج 5، ص 96 ش 278.)

      خیلی به فکر یه پست جدید بودم..نمی دونستم از چی بنویسم..همینطوری تفألی به قرآن زدم و از خدا خواستم که راهنماییم کنه.چشمام خیره شد..وآت ذا القربی حقه..بدنم لرزید!دیدم چقدر ما غافلیم .این ایام غربت حضرت علی و فاطمه زهراء سلام الله علیهما است...«اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت»آره و آت ذا القربی ..همون داستان فدک بود..کاملا مطابق با این ایام..حتی شیعیان هم زیاد تو این ایام نسبت به قضایای بعد از رحلت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله ملتفت نیستند.آ ی رفیق از کجا بگم؟مادر ما خیلی غریبه خیلی.. حتی تا سالهای قبل هم هنوز پلاکاردهای ما متنش رحلت بود: رحلت دخت نبی اکرم....تسلیت باد.

ای بابا چه دنیایی شده..هنوز چند روز از غصه های حضرت زهرا سلام الله علیها  نگذشته بود که مدعیان صحابه و یار غار بودن پیامبر اکرم صل الله..ریختن در خونه دخت پیامبرشون که بهش تسلیت بگن..تا حالا شنیدی کسی رو با تازیانه تسلیت بگن..غلاف شمشیرو..تو تاریخ ثبت شد که با آتش به دخت پیامبر تسلیت گفتن...دیگه نفس یاری نمی کنه سخنی بگم.یاد این شعر مولوی افتادم...:

با لب دمساز خود گر جفتــــــــــــــــمی                                  همچو نی من گفتنی ها گفتمــــــی 

هر که او از هم زبانی شد جـــــــــــــدا                                   بی زبان شــــــــــد گرچه دارد صد نوا

این مقاله میتونه شرحی خلاصه وار از وقایع پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم باشه..برای خواندن مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید..


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه بیستم بهمن 1389 ساعت 13:27 موضوع | لينک ثابت